پست الکترونیک


عناوین آخرین یادداشت ها

تعداد بازدیدکنندگان : 127817





امپراطور دریا Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 30 تیر ماه سال 1387
ضامن آهو

ضامن آهو

 

یا غریب الغرباء

سالها از آخرین روزی که به آستانت آمدم می گذرد

و در تک تک لحظات این سالها، به شوق دیدار دوباره ات

لحظه شماری کردم.

و چه خوب این را می فهمم که تا کسی را نطلبی، لیاقت ورود به آستانت

را کسب نخواهد کرد.

و یادم می آید که در اوج لحظاتی که همه چیز را (از دید خودم) آماده می دیدم

برای دیدارت، توفیق این مهم را نیافتم

و بعدها علت این را فهمیدم

هرچند در آن موقع، عرض ناراحتی به برادر سبز قبایت بردم...

حالا بار دیگر آماده آمدن به پیشوازتم.

یا ضامن آهو

من هم مثل خودت غریبم، این غریبه رو سیاه را بپذیر.

درد و دل ها دارم ار این سالها...

می خواهم خودم را سبک کنم.

 

ادامه مطلب ...

سه شنبه 18 تیر ماه سال 1387
خود بینی

گاهی آدم نمی تواند بنویسد

گاهی هم آدم فکر می کند که

اگر ننویسد بهتر است.

شاید یک حس پنهان مانع نوشتن شود

حسی شبیه فرار از خود نوشتن و خودبینی.

احساس می کنم در این مدت که اینجا ننوشتم

هیچکس اینجا ننوشتن را حس نکرد

جز یک نفر که خودش می داند.

خودبینی بدچیزیست بد چیزی

فرار از خودبینی!

یعنی می توانم؟


جمعه 17 خرداد ماه سال 1387
عشق بی هوس

God

خدایا ! به من

عشق بی هوس،

تنهایی در انبوه جمعیت،

دوست داشتن بدون آن که دوستمان بدارند

عنایت فرما.

 


جمعه 3 خرداد ماه سال 1387
ابتذال شعر

ابتذال شعر

بعضی شعرها دارند به سمت ابتذال می روند.

----------------------------------------------------------

 

بعضی ها خیلی بی خیال هستند و این اصلا قابل قبول نیست ضربه اش رو می خورن. بهشون چند بار گفتم.

----------------------------------------------------------

 

فکر می کنم گاهی چقدر یک نفر می تونه خودش رو زشت کنه مثل اون پسر که دماغش رو عمل کرده بود.

----------------------------------------------------------

 

بعضی چیزها فطری اند بی هیچ شکی، مثل حس زیبایی خواهی انسان. حالا هی منکرش باش.

 


جمعه 27 اردیبهشت ماه سال 1387
عشق واقعی

عشق واقعی

و بالاترین عشق اینه که آدم به خاطر معشوقش، ازش عبور کنه. حتی لذت معشوق را ببینی و سکوت کنی ، چون او معشوق یک عاشق دیگر است و تو یک عاشق واقعی. پس حال او را درک می کنی و این بالاترین عشق و ایثار است.

----------------------------------------------------------

اینکه آدم یک کاری را برای کسی انجام بده و علیرغم درخواست یک شخص دیگه مشابه اون کار را برای اون انجام نده حق طبیعی آدماست اما من معتقدم به اینکه دنیا در حال چرخشه، بی هیچ قصد تلافی . ضمنا همه خدا رو دارند و اون تنها یاور بندگانش است.

----------------------------------------------------------

 

کم کم دارم یقین پیدا می کنم که زنگ موبایل آدمها می تونه بیانگر شخصیتشون باشه، قبلا فکر می کردم که فقط یک علاقست.

 


سه شنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1387
سه سال گذشت...

به نام او

 

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است          چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

        خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد          خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

 

سه سال گذشت 

وقتی نگاهی به جاده پرپیچ و خم پشت سرم می اندازم و روزهای گذشته از عمر را مرور می کنم ، تمام اتفاقات همچون سریالی چند قسمتی از ذهنم عبور می کنند. حوادثی که هرکدام در شکل گیری روحی و شخصیتی امروزم نقش انکارناپذیری ایفا می کنند. اتفاقاتی تلخ و شیرین که هر کدام پیام های زیادی را برای بیداریم به همراه داشتند و چه رنج هایی که درون مرا صیقل ندادند و چه طوفانهایی که، گردباد انقلاب دورنم را شعله ورتر نساختند.

فقط می توانم خدا را برای همه چیز شکر کنم و از تقدیری که در پس پرده و پس از تحمل رنج های بسیار، همیشه به من روا داشته سر تعظیم فرود آورم.

 

یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان          دل، شرح آن دهد که چه گفت و چه ها شنید

 

امروز 10 اردیبهشت 1387 ، دقیقا سه سال از روزی که شروع به نوشتن در اینجا کردم می گذرد. آری دقیقا به یاد دارم 10 اردیبهشت 1384 ، روزی را که «یادداشتهای یک غریبه» متولد شد که بعدها تکمیل و تبدیل شد به  با «غریبه ها آشنا». شرایط عجیبی داشتم آن روزها که اینجا مجال گفتن آنها نیست.

اکنون که وارد چهارمین سال عمر این وبلاگ می شویم اعتراف می کنم که از جمله  اتفاقات عجیب زندگیم ،نوشتن در اینجا بود بدون رها کردن. که چیزهای زیادی را به من هدیه کرد.

یکی از دلایلی که سعی کردم بدون معرفی خودم در اینجا بنویسم این بود که دوست داشتم همیشه حرف دلم را بنویسم بی هیچ مصلحت اندیشی. آری این وبلاگ،  با غریبه ها، آشناست چون خود نیز یک غریبه است و برای همیشه هم غریب خواهد ماند و غریب خواهد مرد.

البته آنهایی که غریبه هستند خود آشنایان این وادی اند و با صاحب این مطالب آشنا. و همیشه پذیرای آسمانی ها هستم و دل های بی قرار و ره گذر کوچه های جدید.

 

حافظ غم دل با که بگویم که در این دور          جز جام نشاید که بود محرم رازم

 

از روزی که شروع به نوشتن در اینجا کردم و چه زمانهایی که نوشتم ولی نه در اینجا، بی هیچ ادعایی ، احساسم این بود که آنهایی که باید اینجا بیایند می آیند. نه برای خواندن مطالبم از کسی خواهشی کردم و نه به قصد جلب بازدید کننده بیشتر و مطرح کردن خودم (چنانچه خیلی جاها این را دیدم ) به وبلاگهای دیگر سر زدم. همیشه سعی کردم حرف دلم را با صداقت بزنم و گاهی احساس کردم شاید باعث رنجش دوستان خوبم شدم که از صمیم قلب از آنها حلالیت می طلبم. همین بودم که هستم. همیشه هم خدا را شکر می کنم که این وبلاگ بی شک جزء پربازدیدترین وبلاگهای از این دست بوده و آمار بالای بازدید کننده های وبلاگ (علیرغم عدم تلاش برای این منظور و عدم اهمیت آن برای من) بیانگر همین مطلب است.

 

گاهی که روند تکامل وبلاگ را با دقت تر می نگرم به تکامل روحی و معنوی خودم  بیش تر پی می برم. به هر حال جز ذات مقدس خدا، همه چیز تمام شدنیست، اینجا هم دیر یا زود تمام خواهد شد و آن چه می ماند خاطرات است چه شیرین و چه تلخ.

به  قول استاد شریعتی: « اگر پیاده هم شده است سفر کن، در ماندن می پوسی، هجرت کلمه بزرگی در تاریخ شدن انسان ها و تمدن هاست».

جا دارد که در اینجا یکبار دیگر از تک تک دوستان خوبم چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی که در طول این سه سال به طرق مختلف همراهم بودند و محبتشان را نثارم کردند سپاسگذاری کنم و برای همه آنها آرزوی موفقیت و سربلندی در همه جا نمایم.

دست تک تک دوستانم را به گرمی می فشارم و از هرگونه همکاری و کمکی با آنها حتی در دنیای واقعی دریغ نخواهم کرد. جهت هر گونه تماس، ارتباط و همکاری E-Mail همیشگیم در دسترس است:

rahgozar_shabestan@yahoo.com

 

دوست داشتم در اینجا تا جایی که ذهنم یاری کرد از دوستان خوبم نام ببرم ولی اگر کسی از قلم افتاد از او عذر خواهی می کنم. بسیاری از این دوستان اکنون دیگر حضور ندارند و من از وضعیت بعضی از آنها اطلاعی ندارم ولی همه شما را دوست دارم.

 

پیام (دوست عزیز و فرهیخته ام) – علی و احسان مختاری پور (فارس تک) – وحید (امید من) – مرتضا (فانوس دریا) – سارا (خانه دوست کجاست؟) – سانی – نگین (سکوت صبح)  – پیشگو – نیلوفر (خیال) – رامین (شب تولد من) – نوشین (آفتابگردان) – امیر (ضربدر) – امید زندگانی – گمنام (خط موازی) – مطرود – پویا (مرید راه عشق) – مریم (هوای خنک استغنا) – مهدی لقمانی (دفتر عشق) – فتاح (فریادی در سکوت) – الهام (کبوتری به دنبال معشوق) – پیمان (شب، سکوت، کویر) – آنجلینا – موسا (ذهن زیبا) – بی نشون – سبحان (عاشق خیالی) – ماه تنها – رماد – بهار – اقامت (رهگذر) – شیرین – هدا (قاصدک) – راحله حدیدی (!شاعر حرف) – بی بی باران – دریا (وبلاگ پنجره) – مهسا (در گذر گاه زمان) – endugo – مونا .

  

  

 ارادتمند همه شما

 

 

 

 


آرشیو