با غریبه ها آشنا

with familiar strangers با غریبه ها آشنا

با غریبه ها آشنا

with familiar strangers با غریبه ها آشنا

۱۳۳

تنها ماندم.

خوب ماندن

هی رفیق!

یادت می یاد خودت یک روز بهم گفتی

خوب موندن خیلی سخته

پس چرا حالا خودت....؟

۱۳۱

 

تو پناه منی

وقتی راه ها

با همه وسعتشان

تنگ می شود.

دعای عرفه

معلم

 

معلم باید تنها دو نگاه ببخشد

دیدن بیاموزد

و

رفتن...

۱۲۹

خدا گاهی انسان رو بد جوری به خودش میاره...

گاهی جوری به زمین می زنه

که دیگه بلند شدن محاله

 مگر با کمک خودش

مواظب باشیم

به خودمون بیایم

انسان! گاهی بد تر از حیوان می شی...

آدم باش.

۱۲۸

 

شگفتا !

وقتی که بود نمی دیدم ...

وقتی که می خواند نمی شنیدم ...

وقتی دیدم که نبود

وقتی شنیدم که نخواند