ای کاش بازی زندگی هم، مثل بازی فوتبال آفساید داشت.
اون موقع بهت می گفتم که داور بازی زندگی ، خطاهای آفسایدت در گل زدن هات در بازی زندگی رو می گیره . همه فکر می کنن تو گل زن خوبی هستی.
But من به قانون آفساید در بازی زندگی اعتقاد دارم و هیچوقت در موقعیت آفساید گل نمی زنم.
حالا تو می تونی به من دیوونه بخندی...
رفتم و تنهات می ذارم با یک دنیا گله
واسه دست کشیدن از عشقت چاره شد فاصله
روزی که چشمهاتو دیدم چشم از همه بریدم
اما دریغ از عشق تو
دیگه تمومه شادی حرومه
به قلب خستم زدی نشونه
دیگه نمی خوام دل دیوونه
از خاطراتم چیزی بمونه
ای وای از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو
حیف از دلی که با جونم می رفت به راه تو
حالا که دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم
می خوام بدونی چشمامو روی تو بستم
رفتی و قلب تو تنهاست بین این همه سیاهی
حالا ببین بدون من چه سخته بی پناهی
روزی که دل کندی از من گفتی آسونه رفتن
اما دریغ از عشق من
دیگه ندارم عشقت به سینه رو قلب زخمیم نشسته کینه
دیگه نمی خوام بمونه یادم عشق سیاهت داده به بادم
پ . ن : لطفا Speaker کامپیوتر را روشن فرمایید.
پاکان، ستم ز جور فلک بیشتر کشند
گندم چو پاک گشت، خورد زخم آسیاب
در شهر نا امنی زادم
و در ثروت فقر غنی گشتم.
و از چشمه های ایمان سیراب شدم.
و در هوای دوست داشتن دم زدم.
و در آرزوی آزادی سر برداشتم.
و در بالای غرور قامت کشیدم.
و از دانش طعامم دادند.
و از شعر شرابم نوشاندند.
و از مهر نوازشم کردند.
و حقیقت دینم شد و راه رفتنم.
و خیر حیاتم شد و کار ماندنم.
و زیبایی عشقم شد و بهانه ی زیستنم.
ره رو
سکوت و تنهایی شب را در بحرانی ترین لحظات زندگیم دوست دارم
گاهی احساس می کنم روشنایی و عظمت شب بیشتر از روز است
و شب اسرار عجیبی دارد خیلی عجیب
و چه سعادتی دارد آن که عظمت شب را درک کرده باشد.
برادرم٬
تو میدانی و خدا٬ که این روزها هر نسیمی که خود را بر چهره ام میزند یاد تنهایی را در سرم بیدار میکند٬
و اکنون می بینم٬ که چه سخت است لذتها را تنها بردن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن...
ره رو