با غریبه ها آشنا

with familiar strangers با غریبه ها آشنا

با غریبه ها آشنا

with familiar strangers با غریبه ها آشنا

۱۶۴

خیلی سخته آدم از چیزی که سالها همراهش بوده و باهاش انس گرفته بگذره

اون چیز می تونه یک دوست باشه یک خاطره یا حتی یک حس و تعلق درونی

اون چیز می تونه یک چیز با ارزش باشه که دیگه شاید ارزش سابق رو برای آدم نداشته باشه

اون چیز می تونه یک عادت باشه که سالها باهات بوده اما حالا می فهمی که اشتباه بوده

چه خوبه که آدم اشتباهات خودش رو بفهمه اما زودتر

چه خوبه که آدم خودش رو بشناسه اما زودتر

چه خوبه که آدم چیزی رو به جای چیزی دیگه اشتباه نگیره

چه خوبه که آدم از بعضی واژه ها به نفع خودش سوء استفاده نکنه

چه خوبه که آدم اشتباهات خودش رو بدون غرور بپذیره

و چه خوبه که آدم همیشه آدم باشه و از همه مهمتر آدم بمونه.

حافظ

                        حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست  

                             احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست

پی نوشت: کتاب صد سال تنهایی اثر گابریل گارسیا مارکز را بخوان.

ضامن آهو

ضامن آهو

 

یا غریب الغرباء

سالها از آخرین روزی که به آستانت آمدم می گذرد

و در تک تک لحظات این سالها، به شوق دیدار دوباره ات

لحظه شماری کردم.

و چه خوب این را می فهمم که تا کسی را نطلبی، لیاقت ورود به آستانت

را کسب نخواهد کرد.

و یادم می آید که در اوج لحظاتی که همه چیز را (از دید خودم) آماده می دیدم

برای دیدارت، توفیق این مهم را نیافتم

و بعدها علت این را فهمیدم

هرچند در آن موقع، عرض ناراحتی به برادر سبز قبایت بردم...

حالا بار دیگر آماده آمدن به پیشوازتم.

یا ضامن آهو

من هم مثل خودت غریبم، این غریبه رو سیاه را بپذیر.

درد و دل ها دارم ار این سالها...

می خواهم خودم را سبک کنم.

 

ادامه مطلب ...

خود بینی

گاهی آدم نمی تواند بنویسد

گاهی هم آدم فکر می کند که

اگر ننویسد بهتر است.

شاید یک حس پنهان مانع نوشتن شود

حسی شبیه فرار از خود نوشتن و خودبینی.

احساس می کنم در این مدت که اینجا ننوشتم

هیچکس اینجا ننوشتن را حس نکرد

جز یک نفر که خودش می داند.

خودبینی بدچیزیست بد چیزی

فرار از خودبینی!

یعنی می توانم؟

عشق بی هوس

God

خدایا ! به من

عشق بی هوس،

تنهایی در انبوه جمعیت،

دوست داشتن بدون آن که دوستمان بدارند

عنایت فرما.

 

ابتذال شعر

ابتذال شعر

بعضی شعرها دارند به سمت ابتذال می روند.

----------------------------------------------------------

 

بعضی ها خیلی بی خیال هستند و این اصلا قابل قبول نیست ضربه اش رو می خورن. بهشون چند بار گفتم.

----------------------------------------------------------

 

فکر می کنم گاهی چقدر یک نفر می تونه خودش رو زشت کنه مثل اون پسر که دماغش رو عمل کرده بود.

----------------------------------------------------------

 

بعضی چیزها فطری اند بی هیچ شکی، مثل حس زیبایی خواهی انسان. حالا هی منکرش باش.