با غریبه ها آشنا

with familiar strangers با غریبه ها آشنا

با غریبه ها آشنا

with familiar strangers با غریبه ها آشنا

شب تاریک

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل

                                                         کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها

حافظ

۸۹

بهترین چیز،

          رسیدن به نگاهی است که از،

                              حادثه ی عشق تر است.

سهراب سپهری

 

صبح زود بیدار شو...

صبح زود برخاستن، طعم تمام روز را عوض می کند. کارها هم چقدر جلو می افتد.

می دانی؟ صبح زود، عطر غریبی دارد، که در انتهای صبح زود تمام می شود و هرگز به مشام آنها که تا کمرکش ظهر می خوابند نمی رسد. کسالت، کسالت می آورد، خواب، خواب.

۸۷

کم کم به بچه ها بگو
من فقط همین هفته مهمانشان هستم
 به اولین علامت از آرامش دریا که رسیدیم
 کار این زورق شکسته تمام است
 ممکن است ما
 اشتباه کرده باشیم
 اما به طور قطع و یقین
 ردپای رفتگان ما را با باد برده است
 ما باید برگردیم
فرصت شبگیر ستاره بسیار است
 رادیو راست نمی گوید
 کاش فانوسی با خود آورده بودید
 این جا هر بی راهه ی پرتی
 به آن منزلگاه نامنتظر نمی رسد
امروز آخرین روز
 دقایق آخرین روز همان هفته مقرر است 

۸۶

هیچ دفتر خاطره ای دوباره نوشته نمی شود!

اما، اگر قرار باشد تا دفتر خاطراتم را از نو بنویسم،

این بار می دانم چگونه بنویسم!

ولی افسوس که

هیچ دفتر خاطره ای دوباره نوشته نمی شود.

۸۵

آدم برای رسیدن به عشقش باید از خیلی چیزا بگذره

از بهترین چیزاش

از عزیز ترین چیزاش

از خیلی چیزاش

حتی از خودش