پست الکترونیک


عناوین آخرین یادداشت ها

تعداد بازدیدکنندگان : 130888




پنجشنبه 29 تیر ماه سال 1385
آب

 

آب بعضی ها رو که دوست داره با خودش می بره

همون آب که مایه حیات

بعضی ها آب رو دوست دارند

آب هم اونا رو دوست داره

پس مرگشون هم با آب همراهه

آب اونا رو با خودش می بره

می ره اونجایی که همه قطره ها جمع می شن

دریا ، اقیانوس....

 


چهارشنبه 21 تیر ماه سال 1385
مرا عبیر عبارت

 میزان همین مجسمه ی سنگی ست
منقار در سوال
 خامشی عمر
ارواح بی درخت
 دخیل راه ست
 پروانه ای که فرش کرده اند و
 باورم این هنگام
در خاطرات کهنه شناور نیست .
 پایان آخرم از اول
 این لوح چندم ماهی هاست
 ماهی که آشتی ست
 آشیانه اگر در چاه
 می خنددم سکوت
 درک تو ناپیداست
 با من چراغ می وزد
 جوانی ات
 آوار شبنم است
 سوگند بر جداره ی فروردین
 چشمی به روی چشم می پرد اما
 خواب زمین برای دایره ها
 کوتاه ست
 منقار در سوال
 فصل سوم مرداد
 تعمید بارقه
با مهمیز
هر شب
 بر اقتضای هر چه تباهی ست
 پره های بینی آن برج
 می لرزد آشکار
 تحلیل می رود مخاط خاطره
 در شلاق
 رد صدای گرگ
 حافظه ی دریاست
پای حصار چندم دنیا
 در خواب هم بخار می شود و
خاک : پلکی نمی زند
 تشتی لبالب از خیال تو
 تصویر مبهمی
 باغی پر از برهنگی دانوش
 بدر تمام آشیانه ی کوکوست
 ماهی که آشتی ست
 آشیانه اگر در چاه


 


جمعه 16 تیر ماه سال 1385
۸۲

 

 

آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم
           
                                    احساس
سوختن به تماشا نمیشود

 

 


شنبه 10 تیر ماه سال 1385
وابسته

 

قورباغه ها، بی اعتنا به وسعت هستی

در کنار باتلاق ها

با دست های بلندشان، با کثافت ها پیمان بسته اند.

به گِل ها و کرم ها قانع هستند.

سوسک ها برایشان ترانه می خوانند.

قورباغه های مست

سرشار از شادی و خیال

روی دو پا نشسته

شکسته، شکسته می خوانند.

این جا بهشت ماست.

این جا بهشت برین است.

عین. صاد


سه شنبه 6 تیر ماه سال 1385
ولی هرگز نرسیدن

و چه سخته طولانی ترین مسیرها را با سرعت پیمودن، ولی هرگز نرسیدن!


آرشیو